محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
670
خلد برين ( فارسى )
كه در آن زمان به منصب والاى وزارت شاهزادهء گيتىگشاى سرافراز بود و خواجه افضل وزير عليقلى خان و خواجه على خان كلانتر هرات و بسيارى از اعيان به قتل رسيده بودند و جمعى ديگر از امراء زادهها گرفتار شده بودند ميرزا سلمان بر خلاف خواهش امراء حكم به قتل ايشان كرده با وجود التماس امراء بر متنفسى ابقا نكرده بود به تجديد ، غبار نقار در ميان امراء و ميرزا سلمان سر به كرهء اثير كشيده در خلال اين احوال واقعهء قتل وى روى نمود . گفتار در بيان كشته شدن ميرزا سلمان و وقوع مصالحه با عليقلى خان و مراجعت موكب همايون به صوب صواب عراق از مملكت خراسان چون ميرزا سلمان چنانچه ايمائى به آن شد صبيهء خود را به عقد دوام [ 145 ] شاهزادهء گردون احتشام درآورده فى الجمله خاطر از رهگذر قتل حسين بيك وزير شاهزاده و همشيرهء او كه غبار انگيز مرآت خاطر آن سرور بود جمع نمود پاى از پايهء حد خودشناسى فرانهاده در فضاى هواى زيادهسرى ، بال بلند پروازى گشود و تا بنيان قصر اعتبار و اقتدارش به وسيلهء اظهار دولتخواهى شاهزادهء جهاندار پايدار ماند پسر بزرگتر خود را كه به ميرزا عبد الله موسوم بود وزير شاهزادهء گردون سرير و پسر ديگر را كه ميرزا نظام نام داشت انيس و جليس و مصاحب و مشير آن حضرت نموده به خاطر جمع بر مسند جاه و جلال تكيه فرمود و پيوسته خود را از فدويان شاهزاده شمرده بيشتر از ديگران خود را در ميان دولتخواهان آن حضرت نام مىبرد ، و پيوسته آينهء خاطر امراى نامدار از اطوار ناهنجار وى در غبار كلفت و ملال بود تا رفته رفته واقعهء حرب تير پل و محاصرهء هرات روى نموده در تأخير تسخير شهر ، زبان توبيخ و سرزنش برايشان گشود . و